......به كسي كه تنهات گذاشته يه جمله بگو

بنام آنکه عشق را آفرید تا عاشق تنها باشد

دلم بد گرفته خیلی بد 
[ جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 16:7 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
دور از تو میشکنم

کاری نمیکنی

در حال مردنم 

کاری نمیکنی

جادو شدیم ما

یا چشممون زدن

این من همون منم

کاری نمیکنی

********

گریه میکنم

خیره میشی و

داد میکشم

کاری نمیکنی

شور میزنم

تلخ میشی و

زجر میکشم

کاری نمیکنی

*******

[ جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 16:4 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
بچه ها دعا کنین...

ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ ...

ﺍﺳﻤﺶ ﻋﻠﯿـــــــــﻪ ، ۲ ﺳﺎﻟﺸﻪ ﻃﻔﻠﯽ ...

ﭼﺸﻢ ﭼﭙﺶ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺷﺪﻩ … ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻮﻣﻮﺭ ﭼﺸﻤﯽ ﺑﺪﺧﯿﻢ ﺩﮐﺘﺮﺍ

ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﺏ ﺯﯾﺮ ﭼﺸﻤﺸﻮ ﺑﮑﺸﯿﻢ ﻭ ﺍﻟّﺎ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﻐﺰﺵ ﻭ

ﺯﺑﻮﻧﻢ ﻻﻝ ﻣﯿﮑﺸﺘﺶ ﺍﻣّﺎ ﺍﮔﻪ ﺁﺏ ﺯﯾﺮ ﭼﺸﻤﺶُ ﺑﮑﺸﻦ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﯼ

ﺻﻮﺭﺗﺶ ﺧﻮﻧﺪﻩ ﻣﯿﺸﻪ …

ﺭﻓﻘﺎ،ﺧﻮﺍﻫﺮﺍ،ﺑﺮﺍﺩﺭﺍ ﻋﺎﺟﺰﺍﻧﻪ ﺍﺯﺗﻮﻥ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭﺍﺳﻪ

ﺷﻔﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﻃﻔﻞ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ …

ﺑﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍﻩ ﺩﻭﺭﯼ ﻧﻤﯿﺮﻩ ﻣﻤﻨﻮﻥ ﻣﯿﺸﻢ ﺍﮔﻪ

“ﻫـــﻤــــﺘـــــﻮﻥ ” ﺑﺎﺯﻧﺸﺮ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺩﻋﺎ

ﮐﻨﻦ ﻭﺍﺳﺶ ...

ﺧﺪﺍﻳﻴﺶ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﻴﺪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺑﺰﺍﺭﻳﺪ ﺗﻮ ﻭﺑﺘﻮﻥ ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ

ﺍﮔﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻴﺪ ﭘﺎﻛﺶ ﻛﻨﻴﺪ ﺧﻴﻠﻲ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﻲ ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ

ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﻪ ﻭﺑﻼﮔﺎﻣﻮﻥ ﺭﺑﻄﻲ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﯾﺎ ﻏﻤﮕﻴﻨﻪ ﻳﺎ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﻴﺴﺖ

ﻧﺰﺍﺭﻳﻤﺶ ﻭ ﻳﻪ ﺑﭽﻪ ۲ ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﻋﺎﻫﺎﻱ ﺑﻘﻴﻪ ﻣﺤﺮﻭﻡ

ﻛﻨﻴﺪ ﺷﺎﻳﺪ ﺧﺪﺍ ﺩﻋﺎ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﻭﺭﺩﻩ ﻛﻨﻪ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻳﻪ

ﺍﺩﻡ ﻣﺘﺤﻮﻝ ﺑﺸﻪ ﺧﻮﺍﻫــــــــــــــــــــــــــــﺸﺎ

ﺍﺯ ﻭﺑﻼﮒ ﻣﺎ ﻧﺴﻞ ﺳﻮﻣﯽ ﻫﺎ



[ جمعه هفتم تیر 1392 ] [ 1:50 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 0:56 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
[ دوشنبه دوازدهم فروردین 1392 ] [ 21:41 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
بی وفا
سلام.به نظر شما با کسی که خیلی دوسش داری و اون این حسو اونقدی که تو داری ، نداره و بی تفاوته و بی وفایی میکنه باید چیکار کرد؟؟؟؟؟
[ شنبه نهم دی 1391 ] [ 0:15 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
یلدا


[ پنجشنبه سی ام آذر 1391 ] [ 15:47 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
تویی که میخونی،براش دعا کن‏!‏
توروخدا براش دعاکنین که خداکمکش کنه توروخدا دعا کنین،بالاخره ازبین این همه یه نفر که پیش خدا آبرو داره پیدا میشه خب.

[ شنبه بیست و نهم مهر 1391 ] [ 2:18 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
خدایا دلم خیلی گرفته خیلی. . . مطمئنم خودتم میدونی،خدایا،چرا من؟چرا اون؟چرا ما؟!؟ خداجون کمکم کن،کمکش کن،کمکمون کن خدا خیلی کوچیکه دوستاش نامردن هواشو داشته باش.خدا قول بده بهم بفهمونی فکرام همشون اشتبان،میخوام این قدرتو بهم بدی که بهش بفهمونم دوستاش خیلی نامردن. خیلی حرف دارم که همشون رو خودت میدونی. یخوردشون رو نوشتم که یه کم سبک شم. خدا منتظرتم فراموشمون نکن.
[ چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 ] [ 0:57 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]

[ چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 ] [ 0:51 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
 دیگه نیومدی ناشناس آشنا ‏(‏؟‏)‏ کجایی پس

[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:22 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
ما دلمون میخواد بیایم سر بزنیم به شما ولی مشکل انجاست کجا بیام
[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 17:46 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]

[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 1:44 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
درسته باید بعضی وقتا باید گفت بی خیال ولی  تا کی بگو . . .

[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 1:52 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
خب پس چرا نمیای چقد منتظر باشم دیگه نمیکشم بخدا دارم اب میشم برگرد

[ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 16:11 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
من اومدم ولی تو نه منتظر زنگتم بیا دیگه
[ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 2:29 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
منتظرم ه

[ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 1:20 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
گوشیتو روشن کن حداقل ببین چی میگم آخه.خانم صالحی
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 21:40 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
ه.ص
اونی که 2 هفته پیش زنگ زدو  مارو تو فکر فرو برد و رفت و  گوشیشو خاموش کرد و مارو زد تو دیوار،گوشیتو روشن کن.
[ دوشنبه هفتم آذر 1390 ] [ 16:28 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
به كسي كه تنهات گذاشته يه جمله بگو......

به كسي كه تنهات گذاشته يه جمله بگو......

 

 

ازتو بگذشتم وبگذاشتمت با دگران
توبمان ودگران وای بحال دگران
__________________
تمام عمر بستيم وشکستيم
بجزء بار پشيماني نبستيم
جواني را سفر کرديم تا مرگ...
نفهميديم به دنبال چه هستيم
عجب آشفته بازاري است دنيا
عجب بيهوده تکراري است دنيا
 
 
 
دیوار با اینکه همه پشت میکنن بهش
پشت کسی رو خالی نمیکنه
ولی تو...........
 
 
 
قصه از غلط شروع شد,از يه اشتباه ساده,از يه خنده اي كه گم شد توي بغض بي اراده,
 
دست تو يا دست تقدير,گاهي ادم بد مياره,غصه از غلط شروع شد,من به تو ربطي نداره,
 
سادگيمو تو شكستي ,اينه ها دروغ نميگن,تو ولي خودت نبودي,
خود من بودي ,خود من

شاكيم اما نه از تو,از خودم لجم گرفته,از خودم كه بيشتر از تو
منو دست كم گرفته

مات ماتم زده از تو,تا ته قصه شكستم,تو به انتها رسيدي,من چمدونم و بستم,
 
باورم ميكني يا نه؟

نميدونم نميدونم............

قصه از غلط شروع شد .اينو تو چشمت ميخونم
 
 
 
 
اگر تنها ترین تنهاشوم ، بازهم خدا هست ......
 
 
 
 
بقیش با شما
 
شما بگین..........
 
[ پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389 ] [ 11:31 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
بایBYEبایBYE
باشد. . .شاید سالها بعد درگذر جاده ها بی تفاوت ازکنار هم بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطرات من بود. سلام به همه مخصوصأ. . . . .خودش میدونه کیه.ولی ایندفعه دیگه میخوام واسه همیشه تمومت کنم.خسته شدم بس که منتظرش موندم و اون خوش بگذرونه.نمیدونم به خاطر تو بود که ازعشق خودم گذشتم یا به خاطرعشقم بود که از تو گذشتم.به هرحال بای بای هانیه خانم صالحی.گذشتم ازت ولی تو این عشق بی حاصل سوختم.جز غم چیزی نصیبم نشد.
[ سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389 ] [ 0:24 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
سلام.میدونین دیگه به خدا هم امید ندارم انگار ما تو این دنیا زندگی نمیکنیم انگار مارو نمیبینه فقط به اونایی که دوست داره توجه میکنه ولی یاد گرفتم دیگه از هیچ کس کمک نخوام حتی خدا اون که بفکرما نیست الکی خودمونو خسته کنیم چیکار
[ چهارشنبه هفدهم شهریور 1389 ] [ 0:26 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
تقدیم به اونکه دوسم داشت

حالا که رفتی و بی وفا شدی     با کس دیگری آشنا شدی

دیگه حرفی واسه گفتن نداری     با منم مثل غریبه ها شدی

ای عشق اولینم ای عشق آخرینم

خدا حافظ خدا حافظ

تو که از درد دلم بی خبری     جز غم عشق تو ندارد ثمری

خیلی وقته از محبت و وفا     توی چشمات نمیبینم اثری

ای عشق اولینم ای عشق آخرینم

خدا حافظ خدا حافظ

دیگه بی توزندگی پوچه برام      بی تو من مرگمو از خدا میخوام

میرم اونجایی که پیدام نکنی      توی گوشت میمونه زنگ صدام

ای عشق اولینم ای عشق آخرینم

خدا حافظ خدا حافظ

خدا حافظ خدا حافظ

خدا حافظ خدا حافظ

[ دوشنبه پانزدهم شهریور 1389 ] [ 11:49 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
دل شکسته
از خواب می پرم
چیزی یادم نمی آید
فقط از چشمان خیسم می فهمم كه خواب تو را می دیده ام
ای كاش در كنارم بودی
تا سكوت تنهاییم را نیز بشكنی
كنار پنجره می روم
آسمان بر خلاف دل ابریم صاف است
مانند هر شب ستاره ها را می شمارم
یكی كم است….
شاید امشب هم در جایی كسی مانند من ستاره بختش را به بهای دل شكسته ای داده

هنوزم دوست دارم برگرد به این شب قسمت میدم

[ پنجشنبه یازدهم شهریور 1389 ] [ 10:15 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
عاشقای علی تسلیت

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحیم ، إنّا أنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْر ، وَ ما أدْراكَ ما لَیلَةُ الْقَدْر ، لَیلَةُ القَدرِ خَیْرٌ مِنْ ألْفِ شَهْر ، تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرّوحُ فیها بِإذنِ رَبِّهِم مِنْ كُلِّ أمْر ، سلامٌ هِیَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْر”


شب قدر، بزرگ‏ترین، شریف‏ترین، پرارج‏ترین و پر رمز و رازترینِ شب‏ها در چرخه زمان است. به راستی كه سخن گفتن درباره این شب مبارك، بسیار مشكل است

قرآن در شب قدر
قرآن یك بار در شب قدر بر قلب پیامبر(ص) نازل شد و بار دیگر در طول بیست و سه سال بر زبان او جاری شد. پس از گذشت سال‌ها از آن ایام در دوران ما نیز هر سال در شب قدر تفسیر آیات مربوط به یك سال بر حضرت صاحب‌الامر(ع) نازل می‌شود. یعنی در آن شب تفصیل مجملات قرآن و تأویل متشابهات آن و قیود اطلاقات و تمییز محكم از متشابه آن بر امام وقت نازل می‌گردد.
بنابراین می‌فرمایند:
اگر شب قدر را بردارند، قرآن را نیز برمی‌دارند.
پس اگر شب قدر نباشد، احكامی از قرآن كه دربارة قضایای جدید است نازل نخواهد شد. این عدل نزول بی‌تردید معلولِ نبودن شخصی است كه احكام بر او فرود آید. اگر چنین شخصی وجود نداشته باشد قرآنی نیز نخواهد بود؛ زیرا قرآن و صاحب‌الامر هم‌گام و همراهند و از هم جدا نمی‌شوند تا در حوض كوثر بر پیامبر اكرم(ص) وارد شوند


سلام
فرا رسیدن شبهای پر برکت قدر
شبهایی که کوچه های کوفه بی علی میشن
شبی که همه شیعه ها یتیم میشن
شبی که زهرا بی یارو یاور میشه
شبی که رسول خدا تنها میشه
بر همه شما بچه شیعه های علی


تواین شب ها هرکی مراسم میره
جان مولا علی مریض هارو یادتون نره دعا کنین


تسلیت به خلق جهان علی امیر است
[ یکشنبه هفتم شهریور 1389 ] [ 22:11 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
آپ کوچولو
هرکار میکنم بازم تو فکرمی تو چیکار کردی که من هنوز دوست دارم ولی خودت سنگدلی بیا پیشم دلم یه ذره شده واست. . . . .
[ شنبه ششم شهریور 1389 ] [ 1:22 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]

تا حالا تو داستان ها (فیلم یا کتاب) یا دنیای واقعی دیدی یه آدم با این که می دونه که ممکنه بمیره یا یه اتفاق بدی براش بیفته بازم انسانیت براش مهمه و کارشو ادامه می ده؟ یا به قول احمد حلت قهرمانانی که هرچه ضربه می خورند و زمین زده می شوند اما باز کوتاه نمی آیند و در اولین فرصتی که نفس تازه می کنند بلافاصله از جا برمی خیزند و دوباره به مبارزه ادامه می دهند

راستش من هم تو داستان ها این آدما رو دیدم هم توی دنیای واقعی , به نظر من این داستان ها (چه فیلم و چه کتاب) به خاطر اینه که ما هم مثل اونا باشیم

راستی جرا ما از این شخصیتا خوشمون میاد؟ هر کی یه دلیلی داره مثلا احمد حلت میگه " چون آنها نماینده بخشی از شخصیت ما هستند که همیشه آرزومندش بوده ایم . درواقع آنها مدلی از خود آرمانی ما هستند که به ما قدرت بی انتهای پنهان در درونمان را یادآوری می کنند . قدرتی که می گوید: " مانع شکوفایی و فوران من نشو و بگذار هروقت فرصت یابم خود را نمایان سازم"

" منم دلیل خودم رو دارم , دلیلمم اینه که اولا این آدما رو هدفشون پایبندند دوما انسانیت رو در نظر دارند و سوما مرگ براشون پیش پا افتادست !   شاید با مورد سوم مشکل داشته باشی , الان داری می گی  " مگه می شه مرگ برای آدم پیش پا افتاده باشه ؟ چی می گیییییییییی ! "

نگاه کن دوست مهربون من , اینا همش بر می گرده به یه اصل که اسمش هست "مصمم اما بی خیال باش" این اصل می گه برای رسیدن به هدفاتون مصمم باشید ولی اون هدف رو همه چیز خودتون نکنید و براش استرس شدید (یا حتی استرس کم) نداشته باشید و اگه به اون هدف نرسیدید بتونین زندگیتونو راحت ادامه بدید و بدونید که آسمون به زمین نیومده . این اصل در مورد زندگی و مرگ هم جواب می ده به خودت بگو:" ok , می دونم اگه تو این شرایط قرار بگیرم ممکنه جونمو از دست بدم یا ممکنه هزارتا بلا سرم بیاد , خب معلومه دوست ندارم این اتفاقا برام بیفته ولی اگه افتاد , مهم نیست , خب بذار اتفاق بیفته" وقتی اینجوری به قضیه نگاه کنی هیچ چیز برات مهم نیست جز بر اساس انسانیت رفتار کردن

P.S : احمد حلت می گه : سرگذشت و تاریخچه آدمای موفق رو مرور کنید . تقریبا همه آنها شکست های بسیار بزرگی را تحمل کرده اند . شکست های خیلی بزرگی که خیلی از آدمای معمولی در مقابل حتی یکی از این زمین خوردن ها تاب تحمل ندارند و خرد می شوند . اما ویژگی شاخص و منحصر به فرد افراد موفق در این است که آن ها حتی بعد از هزاران بار زمین خوردن مرگبار , باز از رو نمی روند و از جا برمی خیزند و بلافاصله عزم صعود می کنند

P.S 2 : رابین سیگر می گه : دو ترس همیشه در کنار ما هستند : ترس از شکست و ترس از مورد انتقاد دیگران قرار گرفتن . کودکان از شکست و انتقاد هراسی ندارند. هر کودک به طور متوسط 240 بار زمین می خورد تا راه رفتن را می آموزد. کودک کاری را آن قدر تکرار می کند تا موفق شود

 

[ پنجشنبه چهارم شهریور 1389 ] [ 11:26 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
سخنرانی کوروش کبیر بعداز فتح بابل

مردی که فراتر از زمانش می اندیشید

به نام ایزد جان و خرد

ایزد یکتایی که لحظه به لحظه او را بیشتر درک میکنم

ای مردم بابل ما همه بندگان اهورا مزدا هستیم...ما نه پیروزیم و نه شکست
خورده!ما امروز در سراسر این سرزمین پهناور همگی با هم برابریم...همگی
آزادیم...و همگی پاکیم.ما همگی دوستیم ما تنها یک دشمن داریم و دشمن همه
ی ما اهریمن است و جز او دیگر سایه ای نیست.ما همگی نوریم...سربازان
اهورامزداییم.از این لحظه من پادشاهی ام رابر این مبنادر تمام کره ی خاکی
در سراسر این خاک پهناور که به فرمان من است اعلام میکنم.از این پس نام
شاهنشاهی ما هخامنشی خواهد بود و این را به یاد پدر بزرگ عزیزم که بخشی
از اندیشه های نیک او به من به ارث رسید به عاریه بر می دارم.ما از این
لحظه اندیشه و دین هر کس را محترم خواهیم دانست.هر کس به دین خودش خواهد
پرداخت هر کس نتیجه ی انتخاب خود را خواهد دید.هیچکس حق تجاوز به حقوق
دیگری را ندارد از این لحظه تمام بردگان آزادند.من تمامی گناهکاران را از
این لحظه بخشیدم هیچکش مغضوب من نیست هیچ بابلی از آن چه بوده نترسد این
یک بخشایش عمومی است.و زنان بالشاسر که در حرمسرای بابل بوده اند از این
لحظه آزادند مال و اموالی در حد بازرگانی ثروتمند به هر یک از شما داده
می شود و بعد شما می توانیدبه هر جای ایران پهناور از هند تا مصر و از
توران تا یونان که خواستید بروید.شوهر شما مرده و شما وارثان او هستید
داشته های شخصی خودتان را بردارید و از کاخ خارج شویدتمامی خزانه ی
بالشاسر در میان مردم همین شهر به مساوات تقسیم خواهد شد.میان مرد و زن
پیر و جوان و کودک تمایزی نیست.هر کس در قلمروی من به لطف اهورا مزدا
زندگی میکند از حقی مساوی با همه برخوردار است.تمامی تبعیدیان با هزینه
حکومت هخامنشی به شهر و کشورشان باز خواهند گشت.و با هزینه ی هخامنشی شهر
ها و معابدشان دوباره راه خواهد افتاد.من تا زمانی که به تمام سخنانم
جامه ی عمل بپوشانم در این شهر خواهم ماند...آری زمین مقدس است...ما نیز
یک به یک مقدسیم...این اهورا مزداست که ما را مقدس آفریده..و ما جهان
زیبا را زیبا تر خواهیم کرد برای چنین هدفی همگان کار خواهند کرد...همه
به دین و زبان خویش خواهند پرداخت و همه آزاد خواهند بود

[ چهارشنبه سوم شهریور 1389 ] [ 19:6 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
نمیدونم ازچی بنویسم نمیدونم دیگه از چی بنویسم قول دادم از عشق ننویسم نمینوسم چون خودمم خسته شدم تو بگو چی بنویسم؟؟؟؟
[ یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389 ] [ 0:4 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]
میدونم میای سرمیزنی اینجا ولی باید بدونی دیگه نمیتونم فراموشت کنم به جون اونکه دوسش دارم دوست دارم هانیه بیا بشیم مثل اون روزا اگه تنها نیستی خوب بهم بگو تا تکلیفم مشخص شه منتظرتم
[ جمعه بیست و دوم مرداد 1389 ] [ 19:18 ] [ .::اونی که از عشق خسته شده::. ] [ ]